ارژنگ امیرفضلی

کدخبر : 545991

در زیر عکسی از ارژنگ امیرفضلی با گریم زنانه در فیلم جدیدش را مشاهده می کنید.

ارژنگ امیرفضلی بازیگر کمدی ایرانی است. ارژنگ امیرفضلی متولد 1349 در تهران است. ارژنگ امیرفضلی متاهل است.  ارژنگ امیرفضلی پسری 6 ساله به نام کارن دارد. در زیر عکسی از ارژنگ امیرفضلی با گریم زنانه در فیلم جدیدش را مشاهده می کنید.

ارژنگ امیرفضلی

زندگینامه ارژنگ امیرفضلی

نام :ارژنگ 

نام خانوادگی :امیرفضلی

 والدین ارژنگ امیرفضلی:حسین امیرفضلی بازیگر، کارگردان، تهیه کننده و صداپیشه رادیو

ملیت:ایرانی

پیشه:بازیگر،کارگردان

تولد:1349

محل تولد :تهران

ارژنگ امیرفضلی بازیگر ایرانی است. او بیشتر به عنوان یک کمدین شناخته شده است. ارژنگ امیرفضلی که همه او را به عنوان یکی از بازیگران کمدی می شناسند کار خود را با برنامه «نوروز 72» به کارگردانی داریوش کاردان، همراه با مهران مدیری و حمید لولایی آغاز کرد.او به سرعت در عرصه هنر هفتم درخشید و علاوه بر بازیگری در سینما، تلویزیون و تئاتر، کارگردانی چند مجموعه تلویزیونی را نیز در کارنامه کار خود ثبت کرد.

از مهمترین آثار وی می توان به «الو الو من جوجوام» (مرضیه برومند)، «جنگجوی پیروز» (مجتبی راعی)، «مربای شیرین» (مرضیه برومند)، «شارلاتان» (آرش معیریان)، «شام عروسی» (ابراهیم وحیدزاده)، «اخراجی ها» (مسعود ده نمکی)، «اخراجی ها2» (مسعود ده نمکی)، «محاکمه در خیابان» (مسعود کیمیایی) و «افراطی ها» (جهانگیر جهانگیری) اشاره کرد. وی درباره حادثه ای می گوید که بعد از گذشت سال های سال هنوز گاهی تکرار آن آزارش می دهد.

ارژنگ امیرفضلی

پدر ارژنگ امیر فضلی

حسین امیرفضلی متولد 1299 در تهران و درگذشت 1370 در تهران است.

حسین امیرفضلی مشهور به «هوشنگ امیرفضلی»، فعالیت هنری خود را با بازیگری تئاتر در سال 1322 آغاز و همزمان در رادیو نیز از پرکارترین هنرمندان بود.

خصوصیات اخلاقی پدر

جواب دادن به این سوال خیلی سخت است چون من دنیایی خاطره و آموزه از پدرم به یاد دارم و انتخاب یکی از آنها و بیانش دشوار است فقط می توانم بگویم که از نظر روحیات فردی جا پای پدرم گذاشته ام .اما از نظر اخلاقی پدرم خیلی بهتر از من بود.

ارژنگ امیرفضلی

همسر و فرزندان ارژنگ امیر فضلی

ارژنگ امیرفضلی متاهل است و پسری 6 ساله به نام کارن دارد. تئوری ای برای اینکه چرا مجموعه ساعت خوش تعطیل شد ندارم؛ فقط باهاش کنار آمدم. در اوج شهرت مجبور شدم بروم در یک شرکت، با حقوق ماهی 20 هزار تومان بازاریاب تبلیغاتی بشوم. زن هم گرفته بودم و واقعا 20 هزار تومان به هیچ جایم نمی رسید. هم خودم آنجا کار می کردم و هم خانم ام آمده بود آنجا کار می کرد ولی باز پولمان نمی رسید.

نحوه ورود به عرصه هنر

زمستان 71 در یک شرکت گرافیکی کار می کردم که امیر غفارمنش زنگ زد گفت بیا برای یک کار تلویزیونی تست می گیرند،من و خدابیامرز داوود اسدی با هم رفتیم. برنامه نوروز بود، آنها را جلوی داریوش کاردان و بقیه عوامل اجرا کردیم؛ آنها هم خوششان آمد و گذاشتند ما در نوروز 72 بازی کنیم .بعد هم، من و داوود اسدی و مهران و حمید لولایی، شروع کردیم کار کردن :اول پرواز 57 بود و بعدش هم ساعت خوش را بازی کردیم.

ارژنگ امیرفضلی

سرگذشت دکتر نشدن تا بازیگری

من اول می خواستم بروم تجربی بخوانم. بابام می گفت نه، من هم می گفتم می خواهم بروم تجربی بخوانم دکتر بشوم. بابام کوتاه آمد گفت خیلی خب، برو بخوان، رفتیم سال اول تجربی رد شدیم .رد که شدم بعد روم نشد به بابام بگویم، بعد بابام من را گذاشت مدرسه گرافیک، همه چیز هم از آنجا شروع شد؛ آشنایی با هنر و تئاتر و نقاشی. همان جا با داوود اسدی، داریوش موفق و امیر غفارمنش تئاتر کار می کردیم و تنها عشقمان هم همین بود.

برپایی نمایشگاه

سال 71 یک نمایشگاه نقاشی گذاشتم، عمدتا هم تو مایه های سورئال نقاشی می کشیدم؛ دالی و این حرف ها ولی دیدم از این طریق نمی شود پول درآورد رفتم توی شرکت های گرافیکی کار کردم.

جزئیات زندگی ارژنگ امیر فضلی

جزئیات زندگی من مثل یک مجموعه موسیقی است که در آن همه جور آهنگ و ترانه ای پیدا می شود و من بنا به حس و حالی که دارم برخی از این آهنگ ها را گوش می کنم .شاید زمانی فقط پاپ گوش کنم اما روزهایی را هم به گوش دادن آهنگ های سنتی اختصاص دهم. زندگی هم مجموعه ای از موسیقی های مختلف است که در هر موقعیتی یکی از آنها جذبت می کند.

اوقات فراغت

فیلم می بینم، تا چند وقت پیش خیلی کتاب می خواندم اما الان کمتر می خوانم .خیلی دوست دارم بیرون بروم و در کوچه و خیابان راه بروم اما واقعیت این است الان این کار را هم انجام نمی دهم چون مردم مدام می خواهند با بازیگرها عکس بگیرند

ماشین ارژنگ امیر فضلی

آن قدر درآمد دارم که فقط خرج روزانه ام را تامین کنم .جالب این جاست که بیشتر مردم فکر می کنند بازیگرها باید زندگی خاص و ویژه ای داشته باشند و زمانی که مرا پشت فرمان پراید می بینند، داد می زنند :ماشین بنزت را کجا گذاشتی ! مردم از ما توقع دارند زندگی شیکی داشته باشیم اما با این پول ها نمی شود، شیک زندگی کرد.

ماجرای بیماری

قبل از عید 96 سر فیلمبرداری محله گل و بلبل بودم، بعد از کار رفتم خانه، کله پاچه داغ کردم، خوردم، خوابیدم و با درد شدیدی در جناغ سینه بیدار شدم دیدم با مُسَکِن درست نمی شود، دولا دولا ماشین گرفتم رفتم بیمارستان، روی تخت بیمارستان از درد به خودم می پیچیدم و کسی که بالای سرم بود توضیح می داد که این جا خصوصی است و اول باید این قدر بریزید و …

گفتم فقط یک آژانس برایم بگیرید بروم جایی که بیمه تامین اجتماعی قبول کند، رفتم بیمارستان لبافی نژاد؛ گفتند درد لوزالمعده است و باید بروم شهدای تجریش، با اورژانس بردندم آن جا، جای ت ان خالی، درد شدید و چاله چوله های خیابان ! فردا صبحش جراحی شدم، شکمم را باز کردند، درست کردند، بخیه زدند، رفو کردند، (به شوخی) فکر کنم گلدوزی هم کردند

ارژنگ امیر فضلی در خندوانه

رامبد جوان به ارژنگ امیرفضلی گفت:«تو، مهران مدیری، رضا عطاران و سعید آقاخانی با هم، هم دوره ای بودید و آن ها از جایی به بعد خودشان شروع به کارگردانی کردند. چرا با آن ها کار نمی کنی؟!»

امیرفضلی پاسخ داد:«چون نگفته اند!» جوان گفت:«حتما ادا و اطواری داری؟» امیرفضلی جواب داد:«نه! چه ادا و اطواری. (به شوخی) ازشان بپرسید. فقط مهران برای مجموعه «شوخی کردم» به من گفت که چون آیتم بود قبول نکردم. عذرخواهی هم کردم و گفتم واقعا دیگر الان دوست ندارم آیتم کار کنم اما سعید و رضا هیچ وقت نگفتند.»

او در مقابل تعجب رامبد جوان افزود:«شاید در متن هایی که داشته اند نقشی که به ارژنگ امیرفضلی بخورد نداشته اند.»

رامبد جوان ادامه داد:«البته تو ارتباطاتت را هم ول می کنی! بد نیست هر از گاهی زنگ بزنی و حالی بپرسی.»

امیرفضلی به شوخی گفت:«(با خنده) از فردا گوشی را برمی دارم می گویم؛ الو! سلام! چطوری! زنگ زده ام رابطه ام را حفظ کنم! فرض کنید طرف خواب هم باشد و بی حوصله… اگر احتمالا بخواهد بعدا نقشی هم پیشنهاد بدهد با خودش می گوید ولش کن این همان است که زنگ می زند، آسایش مان را می گیرد.»

او که برخلاف بعضی از مهمان های «خندوانه» تلاشی برای شاد نشان دادن خود نمی کرد در مورد آرزویش هم گفت:»بچه ام زودتر بزرگ شود. آن قدر سرش شلوغ باشد و بیزینسش پررونق که اگر زنگ زدم بگوید بابا الان وقت ندارم، بعدا زنگ بزن!»

او در برابر پیشنهاد رامبد جوان برای استندآپ کمدی هم گفت که نمی تواند و بلد نیست و در مقابل اصرار جوان جواب داد قول نمی دهم اما سعی ام را می کنم. امیرفضلی در خصوص کاری که انجام خواهد داد تا یک یا چند نفر خوشحال شوند مشغول فکر کردن بود که یکی از حاضران در استودیو خمیربازی با بچه های پرورشگاه را پیشنهاد داد و او هم قبول کرد.

آیا این خبر مفید بود؟
‍‍‍
ارسال نظر:

فن آوری اطلاعات
بورس
خودرو
پتروشیمی
مناطق آزاد
گردشگری
صنایع غذایی
انرژی
بانک
بیمه