ژان لوک گدار | ژان لوک گدار درگذشت | ژان لوک گدار فوت کرد

ژان لوک گدار بنیان‌گذار سینمای فرانسه درگذشت | علت فوت، بیوگرافی و سوابق ژان لوک گدار

ژان لوک گدار بنیان‌گذار سینمای فرانسه درگذشت | علت فوت، بیوگرافی و سوابق ژان لوک گدار
کدخبر : 565902

ژان لوک گدار، سینماگر فرانسوی-سوئیسی برجسته جهان روز سه‌شنبه 22 شهریور در ۹۱ سالگی در‌گذشت.

ژان لوک گدار فوت کرد. ژان لوک گدار کارگردان فرانسوی درگذشت. زان لوک گدار بنیان‌گذار سینمای نوین فرانسه فوت کرد. ژان لوک گدار امروز سه شنبه 22 شهریور 1401 از دنیا رفت.

روزنامه فرانسوی لیبراسیون گزارش داد ژان لوک گدار، کارگردان فرانسوی-سوئیسی که یکی از چهره‌های کلیدی در جنبش فیلمسازی در اواخر دهه ۱۹۵۰ و اوایل ۱۹۶۰ است، در سن ۹۱ سالگی درگذشت.

گدار که بیشتر به خاطر سبک فیلم‌برداری نمادین و به ظاهر بداهه‌اش و همچنین رادیکالیسم شناخته می‌شود، با مجموعه‌ای از فیلم‌هایی که سویه‌های سیاسی داشت، در دهه ۱۹۶۰ به شهرت رسید.

ژان لوک گدار

او ساخت فیلم‌هایی مانند «Socialisme» و «Goodbye» را نیز با فناوری دیجیتال ساخت.

گدار در سال ۱۹۳۰ در پاریس متولد شد، بزرگ شد و در نیون، در ساحل دریاچه ژنو در سوئیس به مدرسه رفت. او در سال ۱۹۴۹ و پس از اتمام مدرسه‌اش به پاریس بازگشت و در کلوپ‌های سینمایی یک زیستگاه طبیعی و روشنفکری یافت که بنیان‌گزار موج نو فرانسه بود. گدار پس از ملاقات با افرادی مانند آندره بازن منتقد و کارگردانان دیگر، فرانسوا تروفو، کلود شابرول و ژاک ریوت، شروع به نوشتن برای مجلات فیلم جدید کرد.

ژان لوک گدار

بیوگرافی ژان لوک گدار

ژان-لوک گُدار (به فرانسوی: Jean-Luc Godard) (زادهٔ ۳ دسامبر ۱۹۳۰ – درگذشتهٔ ۱۳ سپتامبر ۲۰۲۲) کارگردان، فیلمنامه‌نویس و منتقد و نظریه‌پرداز سینماییِ فرانسوی_سوئیسی و یکی از پیشگامان جنبشِ سینمایی موج نوی فرانسه بود. بعضی متخصّصان او را تأثیرگذارترین فیلم‌ساز فرانسویِ دوران پساجنگ به شمار آورده اند. که با شیوهٔ خود در روایت، تدوین، صداگذاری و فیلم‌برداری، فرم فیلم متحرک را متحول‌کرد. وی مؤلف کامل فیلم‌های خود بود، اغلب در حال کارگردانی، مشغول فیلمنامه‌نویسی و دیالوگ‌نویسی بوده و در تدوین فیلم‌هایش نیز نظارت داشت. او گاهی به عنوان کارگردان ظاهر میشد، گاهی در نقشی کوچک، گاهی نه به عنوان بازیگر، بلکه به عنوان یک سوژه مداخله‌گر.

گدار در اوایل کار به عنوان منتقد فیلم در نشریهٔ کایه دو سینما می‌نوشت. در نقدهایش از جریانِ اصلیِ سینمای فرانسه که بر راه و رسم‌ها و قراردادهای پذیرفتهٔ فیلمسازی بیش از نوآوری و تجربه تأکید می‌کرد انتقاد می‌کرد.[۵][۶] چندی بعد، او و منتقدان هم‌فکر او شروع به ساخت فیلم‌های خودشان کردند[۵] و علاوه بر سینمای فرانسه، قراردادهای سنتی هالیوود را نیز به چالش کشیدند. گدار برای نخستین بار برای فیلم بلند ازنفس‌افتاده مورد تحسین جهانی قرارگرفت. این فیلم توانست به استقرار موج نوی فرانسه کمک کند.

ژان لوک گدار

کارهای گدار مکرراً از به تاریخ سینما ارجاع و به فیلم‌های پیشتر از خود ادای احترام می‌کنند. این فیلم‌ها اغلب نظرات سیاسی او را بیان می‌کند؛ نظریاتی که ملهم از اگزیستانسیالیسم و فلسفه مارکس است که او به آنها علاقه داشت. از زمان سینمای موج نو، به بعد عقاید سیاسی او چندان افراطی نبوده‌است، و فیلم‌های اخیرش در مورد بازنمایی و تعارض انسانی از دیدگاه یک اومانیست و مارکسیست است. 

گدار در اواخر عمر در فیلم مستندی با ابراهیم گلستان ظاهر شد.

زندگی و کارنامه ژان لوک گدار

ژان-لوک گدار در سوم دسامبر سال ۱۹۳۰ در خانواده سوئیسی ثروتمند و فرهیخته‌ای در پاریس زاده شد. در کودکی به تنها بودن علاقه داشت. پدرش ژان-لوک گدار پزشک فرانسوی بود که شهروندی سوئیس را پذیرفته بود و مادرش ادیل مونود (Odile Monod) دختر یک بانکدار فرانسوی بسیار ثروتمند بود. هنگام آغاز جنگ دوم جهانی پدر و مادرش او را به سوئیس فرستادند.

گدار پدرش را منشأ دلبستگی او به رمانتیسیسم آلمانی و مادرش را منبع علاقه او به داستان می‌داند. گدار روزگار کودکی خویش را به مطالعه، فوتبال و سفر به زمین‌های خانوادگیش در هر دو سوی فرانسوی و سوئیسی دریاچه ژنو گذراند.

گدار در پایان دهه ۱۹۴۰ به پاریس بازگشت و از دانشگاه سوربن مدرک مردم‌شناسی را دریافت کرد. اما در شورش با خانواده پروتستان خویش به سینما روی آورد و به گروهی از دوستان هم‌فکر جوان، چون کلود شابرول، فرانسوا تروفو، اریک رومر و ژاک ریوت پیوست که بر این انگیزه بودند تا قابلیت‌های نهفته سینما را به کاوش آورند. پدر و مادر گدار دلبستگی او را به سینما نمی‌پسندیدند و بر این باور بودند که او همچون نوجوانی نازپرورده رفتار می‌کند. از این رو در ۱۹۵۲ به امید آنکه به او رفتار درست را بیاموزند از کمکِ پولی به او دریغ نمودند. گروه دوستان گدار ماه‌نامه سینمایی به نام لا گازت دو سینما (La Gazette du Cinema) را آفریدند که به مدت پنج ماه از مه تا نوامبر ۱۹۵۰ منتشرشد.

ژان لوک گدار

گدار دوبار ازدواج کرده‌است که هر دو همسر او بازیگر بودند. آنا کارینا و آنه ویازمسکی همسران او هستند که در فیلم‌های متعددی از گدار حضور داشتند. همکاری او با کارینا که شامل آثار تحسین‌شده‌ای همچون گذران زندگی (۱۹۶۲)، دسته جدافتاده‌ها (۱۹۶۴) و پی‌یرو خله (۱۹۶۵) است را نشریه فیلم‌میکر یکی از تاثیرگذارترین همکاریهای تاریخ سینما خوانده‌است.

نویسندگی در گاهنامهٔ کایه دو سینما

زندگی در پاریس در سال‌های پس از جنگ برای جوانان روشنفکر جذابیت بسیار داشت. اگزیستانسیالیسم ژان پل سارتر و آلبرکامو در فراز بود و فرانسوی‌ها که در دوران استیلای نازی‌های آلمانی دسترسی به سینمای هالیوود نداشتند به سینما ارج بسیار می‌گذاشتند. به گفته خود گدار:

«ما به سینما همچون غارنشینان به کاخ لوئی چهاردهم یورش بردیم».

گدار و دوستانش پس از بسته شدن ماهنامه شان به گاهنامه کایه دو سینما Cahiers du cinéma پیوستند که آفریده «ژاک دونیل-والکروز»، «لو دوچاً» و «لئونید کیگل» در ۱۹۵۱ بود. این نویسندگان نوپا سینما، کارگردانانی چون آلفرد هیچکاک و هوارد هاوکز را نقد کرده و ویژگی‌های آثار آنان را شناسایی می‌نمودند. گدار در این گاهنامه گاه با نام خود می‌نوشت و گاه با نام مستعار هانس لوکاس. نقدهای نخستین گدار ارزش چندانی نداشتند. به نوشته جفری نوئل اسمیت با خواندن آنها نمی‌شد دریافت که فیلم در چه باره است. هرچند نگرش او همواره روشنی بخش بود.[۱۲] به نوشته کریس پتیت:

نقدهای گدار، آمیزه‌ای از هیجان، زخم‌زبان، چاپلوسی و شهرت‌طلبی خودنمایانه بود که سینما را دستخوش مرگ و زندگی می‌پنداشت

هرچند از دید گدار:

«هنگامی که ما چندین فیلم را دیدیم، سرانجام از دهشت نوشتن آسوده می‌شویم و دیگر زیر بار اندیشه به نویسندگان بزرگ احساس حقارت نمی‌کنیم.»

ژان لوک گدار

دوران نویسندگی گدار چندان دیرپا نبود. او که نمی‌توانست با نوشتن برای زندگی خویش روزی فراهم کند، ناچار به دزدی روی آورد. در آغاز از همبستگان خویش و سپس از دوستان خانواده‌اش و اندکی بعد از دفتر مجله کایه دو سینما دزدید. مادرش به چاره‌جویی کاری در تلویزیون سوئیس برای او پیدا کرد. اما او به کارفرمایش هم دستبرد زد و این بار گرفتار قانون گردید تا که پدرش با پرداخت تاوان، او را از زندان رهایی داد و به آسایشگاه روانی فرستاد.

گدار از آن پس خانواده خویش را برای همیشه ترک‌کرد. پاریس را ترک کرد و به کارگری در ساختن سدی در سوئیس روی آورد که بعدها از آن فیلمی مستند ساخت. در ۱۹۵۶ هنگامی که دوباره به پاریس بازگشت، کایه دو سینما دگرگون شده و دیگر آن گاهنامهٔ پیشین نبود. اگرچه هنوز بازن و ولاکروز سردبیر بودند ولی نویسندگان جوانی چون فرانسوا تروفو نگرش آن را جهت می‌دادند. روند بارز سینما به گمان آنان «بینش نویسندگانی» Politique des autheurs بود چون رنوار، روسلینی، میزوگوچی، لانگ، ری، پرمینجر، هیچکاک و هاوکز.

منبع: گاردین

آیا این خبر مفید بود؟
بر اساس رای ۰ نفر از بازدیدکنندگان
‍‍‍
ارسال نظر:

فن آوری اطلاعات
بورس
خودرو
پتروشیمی
مناطق آزاد
گردشگری
صنایع غذایی
انرژی
بانک
بیمه